X
تبلیغات
▓▒ دانشگاه هراز آمل ▓▒

▓▒ دانشگاه هراز آمل ▓▒

㋡ ..در دانشگاه هراز چه مي گذرد ..㋡

حرف زور

 

آخه بعضی از اساتید چی فکر کردن...

نه به خدا ما بچه های دانشگاه های پولی، اون قدهام پولدار نیستیم...

آخه چرا ما باید کتاب زوری بخریم تا استاد بهمون نمره بده...

دردم و به کی بگم...

چرا کسی رو این استادها نظارت نداره...

چرا باید یه کتاب بخرم که از ۳۰۰ صفحه اون فقط ۲۰ صفحه به زور تدریس میشه...

نه جناب استاد، کتابتون فروش نمیره تقصیر ما چیه که باید اون و بخریم....

خیلی از این دانشجوها کار می کنند پول به دست می یارن...

ما سر گنج ننشستیم...

ما سر گنج ننشستیم...

همه ی مسئولین دانشگاه هراز آگاه باشند...

به زودی اسم این استاد یا اساتید که سر کلاس همچین پیشنهادهایی می کنن اعلام می شود...

اینارو گفتم چون دلم خون بود...

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت   توسط مهندس  | 

دانشجو کیست ؟



از دید مسئولین بالا مقام دانشگاه :


- مهمترین رکن یک دانشجوی نمونه ، پرداخت به موقع شهریه است .
- در مرحله اول ثبت نام دو چیز کافیست اول پذیرفته شدن و دوم فیش واریزی شهریه ، بقیه مدارک باشه برای بعد ( پول مهمه )
- دانشجو فردی است که باید به موقع و قبل از استاد سر کلاس حضور داشته باشد
- نگاه او قبل از کلاس به کفشهایش و در کلاس به جزوه هایش باشد .
- فاقد هر گونه آرایش ظاهری ، باطنی ، داخلی و خارجی باشد .
- از خونه مستقیم بره داخل کلاس و بعد از کلاس مستقیم بره خونه .
- هر چی استاد و مسئولین دانشگاه گفتن بگوید چشـــــــــــم .
- کاری به کار کسی نداشته باشه و کلا" چیکار داره که کی به کی یا با کی تا کی چیکار داره !!!


از دید اساتید محترم و زحمتکش :

- سر کلاس سکوت رعایت شود .
- سوالات سخت مطرح نشود .
- هر کس بیش از 4 جلسه غیبت کند بی تربیت میباشد در نتیجه حذف .
- کسی تیکه نیندازد .
- افراد آخر کلاس ، ندید حذف
- تقلب = مرگ
- پروژه شما کپی است ، نمره بی نمره
- نمره باقالی نیست که آخر ترم بین دانشجویان پخش شود بنابراین درس بخونین .


از دید دانشجویان پسر ( بیکاراشون ):

( درتمامی موارد مثبت اندیشی فراموش نشود لطفا" )

- عشق است دوران دانشجویی مخصوصا" اگه یک شهر دیگه باشی
- شهریه رو که بابا جونی میده خرجمونم که خدا میرسونه
- شب با بر و بچس بریزیم دور هم و تا صبح بگیم و بخندیم
- کلاسهای صبح برای خالی نبودن عریضه  است ، روم به دیفال سگ میره کلاس . ( ندید بگیرین این اصطلاحی عامیانه در عین حال نا درست میباشد )
- ساعتهای سرو وعده های غذایی >>>> شام : ساعت 3 صبح به بعد – صبحانه : اگه بیدار بودیم ساعت 12 یک تیکه نون به خاطر رفع بوی نامطبوع دهان میلنبانیم . – نهار : خدا خیر بده دانشگاه که حداقل یک سلف داره و هر چند غذاش به رستورانهای شهرمون نمیرسه !! ولی شکمتو برای چند ساعتی پر میکنه

مواد غذایی زمان دانشجویی : قلیون هلو نعناع ، تخمه ، مرغ همسایه ، تخم مرغ ( همسایه ) ، سیب زمینی ، سوسیس ، قلیون اینسری با طعم لیب سیمو ( سیب لیمو غنی شده ) ، انواع کنسروجات ، نون بسته ای کپک زده و انواع ترشیجات خونگی
- تفریحات سالم : قلیون - .... بازی ( فرض کنین حکما" مار و پله منظورمه !! ) - ... بازی ( دخترانه فکر کنین ، عروسک بازی منظورمه ) - کشتی ( از فرنگی و آزاد گرفته تا کشتی چوخه و کشتی کج ) ، اس ام اس بازی ( معمولا" طرف اس ام اس داخل خوابگاه دختران یافت میشود ) - خدا خیر بده ایرانسل که وقت خالی دانشجویان پر کرده و برای رفع خستگی و فراقت از بار سنگین درسها با طرح بنفشش میتونی از بوق ساعت 12 تا خود 6 فکتو نرمش بدی - قبل از رفتن دانشگاه حدود یک ساعت از وقتهای باطله جلو آینه میگذره و اینجا موها و ریش و سبیل تازه روییده بسیار نمایان شده و دقت و تمرکز بیشتری لازم دارن – آب بازی تفریح سالمی هست که در هر خونه ای جای خاص خودش داره و باعث تمیزی و شادابی روحیه دانشجویان شرکت کننده میشه – در زمانهای گذشته دانشجویان هفته ای یک بار برای خلاص شدن از یکنواختی و ایجاد تنوعی در برنامه هاشون مراسم جر دادن داشتن که خوب الان به خاطر تورم و خارج شدن از زندگی غار نشینی کمتر از این مراسم دیده میشه و تقریبا" به منسوخجات پیوسته . مراسم به صورت خیلی ناگهانی و پنهانی شروع میشد به این صورت که زیر پوش و یا پیراهن همخونه ای عزیز جرانده* میشد و به محض روی دادن چنین اتفاقی همگی باید خودشون آماده جریده* شدن میکردن و آروم به کمک دوست دیگر جرانده* میشدن و در اینجا دوستانی که مقاومت میکردن غیر از هدف اصلی که پیراهن و معمولا" زیرپوششون بود جاهای دیگرشون هم مورد تجرید* قرار میگرفت و منجرد* میشد ( * صرفهای مختلف جـــر بر وزنهای مختلف )
- مراسم قبل از خواب که بعضی وقتها جلو خواب گرفته و یا آسیبهای جسمی خطیری در پی دارن . ( منظورم همون بالش بازی و یا نمونه غیر انسانی اون به وجود آوردن چندین طبقه انسانی و یا لحاف تشکی بر روی اولین نگون بختی که خوابش ببره )
- ضبط و نوارها و سی دیهای مختلف خوانندگان هم که از نون شب واجب تره .
- حرکات موزونی که گاها" به صورت سمبل در اومده و داخل کلاسهای درس هم نمایان میشه .

عواید و دست یافتهای این گروه در طول و آخر ترم :

- نمرات درخشان
- سوز عاشقی
- سینه ای پر آه و پردود
- لباسهایی مستاجر*
- لوازم منزلی که گویای وقایعی تاریخی هستند که در طول این دوران به سرشون اومده از قبیل سوراخهای فراوان و دور سوخته به خاطر زغال قلیون ، رنگهای زرد آثار چای و آبهای مخصوص مراسم ، موهای فراوان به علت ریزش شدید موها و پشمونجات
- اعضا و جوارحی مصدوم به علت درگیریهای مختلف
- فراگیری آشپزی مخصوصا" از نوع ماکارونی و پلوتن ( تن ماهی + برنج)
- زخم معده
- بی خوابی مفرط و جغد گونه
- گوش گرفتگی ( طرح بنفش )
- مرض شست گرفتگی ( به علت تعدد اس ام اس )


از دید دانشجویان دختر بیکار :

- مخارج شهریه و خورد و خوراک با ددی جون
- چقدر زندگی بدون آقا بالا سر خوش میگذره
- دختران دائما" غیبت میکنن ولی همیشه در سر کلاسها حضور دارن .
- نوشتن جزوه مهمترین کار و حضور در کلاسها مهمترین وظیفه در داخل دانشگاهه ( خدا داند چرا ؟! )
- فراگیری پیشرفته مهمی به نام آمار گیری که در این زمینه مطلب فراوان است و چندین روز اندر مزایای آمار و آمارگیری در دختران به شخصه میتونم مطلب بدم . فقط همین بگم که سرعت پخش آمار از سرعت نور بالاتر هست و کافیه یکی از پسران کلاس پاچه شلوارش پشت کفشش گیر کرده باشه ، تا مستخدم خوابگاه متوجه این امر مهم میشه و دلایل پیدایش و رخداد چنین اتفاقی در میزگردهای شبانه مطرح میشه و نتیجه آخر اینه که پسرک عاشق یکی از دختران اون جمع هست .

- تفریحات سالم : میزگردهای شبانه پیرامون پسرهای دانشگاه - گذراندن کلاسهای آرایشگری و گریم – طراحی لباس و ابداع مد – آشنا شدن با قلیون و طریقه چاغ نمودن و کا دود کردن آن – سر کار گذاشتن پسرها – نقاشی کردن در جزوات و تزئین آنها جهت اهدا به نیازمندان !! – جستجو و تحقیق در علل کنشهای متفاوت پسران – آموزش رذالت و شیطنتهای پسر کش – تمام تفریحاتی که پسران انجام میدن در میان دختران هم رایج شده و کافیه یک دور تفریحات پسران مرور کنین ، با این تفاوت که در دختران آخرش همیشه به گیس و گیس کشی منجر میشه - آشنا شدن با انواع خوراکهای سرد ( فست فود ) و کافی شاپهای شهر – هفته ای هفت شب شرکت در تولد هم اتاقیها – جمع آوری شماره پسرها و ملغب شدن به 118 – تک زنگ زدن بی موقع و شبانه به گوشی پسران – اونهایی هم که خیرخواه هستن برای اینکه دوستشون صبح برای کلاس بیدار کنن تا صبح پلک رو هم نمیذارن – شرکت در تمامی تورهای سیاحتی ، زیارتی ، علمی و تخیلی دانشگاه .


عواید و دست یافتهای این گروه در طول و آخر ترم :

- فراگیری هر نوع آرایش و مد لباس
- تغییر قابل توجه از لحاظ ظاهری نسبت به بدو ورود به دانشگاه
- کم آوردن حافظه گوشی جهت درج اس ام اس و شماره دوستان
- تغییر ماهیت از یک دختر آروم به دختری شیطون و بازیگوش
- یادگیری انواع مهارتهای شوهرداری و شوهر فراری
- آشنایی با موارد برخوردهای اجتماعی و معضلات رفتاری
- شکست در عشق
- خیلی وقتها هم متاهل شدن یعنی رسیدن به هدف اصلی و والای دانشگاه
- گوش گرفتگی و شست گرفتگی
- زخم معده و پاشنه پا و ماهیچه های دوگانه فک


دانشجویان شاغل ( دختر و پسر فرقی نمیکنه )


- این جیب اون جیب کردن و دویدن برای جور کردن هزینه بالای شهریه
- دنبال رفع تداخل کلاسها و ساعات کار
- گرفتن پاچه اساتید جهت منعطف کردن آنها ( به خاطر اینکه اگه غیبتها زیاد شد حذف نکنن )
- واکس زدن کفش کارفرما به خاطر دادن مرخصی تحصیلی
- انجام دادن هر گونه کارهای محیر العقول برای مشتری و ارباب رجوع ( به خاطر اینکه نپره)
- گرفتن جزوه از هر کس و ناکسی و کپی کردن آن
- برو سر کار ، بیا کلاس ، وسط کلاس زنگ میزنن بیا سر کار ، اگه شد برو خونه ، کلاست دیر شد ، کلاس ، کلاس ، بسه برو خونه بخواب ( با این اوضاع بنزین ... )
- سرو وعده های غذایی یا ممکن نمیباشد و یا در بین کلاسها یا در بین راه به صورت ضربتی صورت میگیرد .
- خوابیدن در سر کلاس
- فکر پاس کردن چک ، جواب دادن به مسئول ، راه انداختن مشتری و ... به جای تمرکز روی درس !!
- فکر درس ، تمرین ، پروژه ، میانترم ، پایانترم و .... به جای تمرکز در کار!!

عواید و دست یافتهای این گروه در طول و آخر ترم :

- سر گیجه و موج گرفتگی
- کارت سوخت خالی
- پس انداز منفی و هجوم اقساط
- مدرک
- یک مشت جزوات درهم و برهم که چیزی از توش در نمیاد
- افت شغلی
- زخم معده و لاغری مفرط و چشمانی گود و چهره ای زرد
- کلکسیونی از پاچه اساتید و مسئولین محترم
- کوهی از دیون که تا سالیان دراز باید حملشون کرد
- فراموش کردن هرگونه تمایلات و هنرهای قدیمی و بی میل شدن جهت ادامه آنها
- کم شدن روابط دوستانه و خانوادگی در حد طرد از اون جمع


جیگر آدم خون میشه برای این قبیل دانشجویان . کیه که به دادمون برسه ... ( عضوی از دانشجویان شاغل )

در مجموع دانشجویی مثل پس گردنی و یا تو گوشی میمونه که هم میتونه از خواب بیدارت کنه و هم میتونه بهت آسیب برسونه این خود ما هستیم که انتخاب میکنیم .

به امید موفقیت تمامی دانشجویان ایرانی در هر کجای دنیا که هستن..
+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت   توسط مهندس  | 

مار و پله دانشجويي

+ نوشته شده در  شنبه هفتم اسفند 1389ساعت   توسط مهندس  | 

روز مهندس مبارك

در قديم مهندس به شخصي اطلاق مي شده  كه به علم هندسه آگاهي مي داشت. روزپنجم اسفند در تقويم‌ها روز بزرگداشت دانشمند بزرگ ايراني "خواجه نصرالدين طوسي " و "روز مهندسي" اعلام شده است. هفتصد و پنجاه و چهارسال از درگذشت دانشمند بزرگ ايراني خواجه نصرالدين طوسي مي‌گذرد اما هنوز هم دستاوردهاي علمي و آراء اين دانشمند ايراني محل رجوع است. خواجه نصرالدين طوسي از بزرگترين فلاسفه و رياضي‌دانان و دانشمندان ايراني است كه پس از بزرگاني مانند "فارابي"، "ابوريحان بيروني"، "ابوعلي سينا" و "رازي " ظهور كرد و اگر امروز روز بزرگداشت اورا روز مهندسي گرفته‌اند.

با مروري بردستاوردهاي اين دانشمند نامي درمي يابيم كه اين انتخاب، گزينه‌اي بجابوده است. پرورش وي در زماني صورت گرفت كه دشواري‌هاي زيادي گريبانگير ايران بود از طرفي مواجه با حملات خانمانسوز مغول و از سوي ديگر مواجه با تسلط متصعباني بود كه با ظهور دانشمنداني مانند او مخالف بودند.

خواجه گذشته از مقامات علمي در زندگي خود خدمات بزرگي به تمدن ايراني كرد؛ توانست كتب، نسخ و آثار علمي را از خطر نابودي نجات دهد و برپايه برخي منابع بالغ بر چهارصد هزار جلد كتاب در مراغه جمع آوري كرد و كتابخانه‌اي عظيم در اين شهر تاسيس نمود. در اين كتابخانه انواع كتب رياضي، فلسفي، نجومي و طبي و ادبي موجود بود. علاوه بر اين خدمت گرانبها، خواجه دو خدمت بزرگ ديگر نيز به علم و ادب كرد: نخست، نجات تعداد زيادي از علما هنگامي‌كه به دست دژخيمان مغول مي‌افتادند و گردآوردن بسياري از دانشمندان در مراغه و گماشتن آنان به كارهاي علمي و راه اندازي زيج‌ايلخاني به ياري آنها. خدمت بزرگ ديگر خواجه آن است كه به بهانه تشكيل رصدخانه؛ حوزه‌يي درسي در مراغه ترتيب داد كه در آنجا شاگردان نامداري تربيت نمود؛ يكي از آنان "قطب‌الدين شيرازي " است كه در علم نجوم، طب، فلسفه و رياضي تبحر داشت. زندگي خواجه به حقيقت مي‌تواند درسي براي همگان باشد. او با وجود گرفتاري‌هاي متعدد هرگز از مطالعه و تدريس دست بر نداشت و به حقيقت دلباخته علم و تحقيق بود.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم اسفند 1389ساعت   توسط مهندس  | 

اناالله و انا اليه و راجعون

 

جناب آقاي ابراهيمي

درگذشت يكي از آشنايانتان را خدمت جنابعالي و فاميل محترم تسليت عرض نموده و از درگاه خداوندمتعال علو درجات را براي آن مرحوم( مرحومه) و براي جنابعالي صبر و اجر مسئلت دارم.

                                                                                        

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت   توسط مهندس  | 

خبر تازه از حذف و اضافه

 

به گزارش خبرنگاران جوان هراز:

آقای ابراهیمی و خانم لطفی مسئولیت انتخاب واحد را بر عهده گرفتن...و اینک مشغول انتخاب واحد بچه ها هستن...

متاسفانه شوالیه های سیاه ما نتونستن از این لحظات باشکوه عکس برداری کنند...

ممنون از همکاری و دلسوزی این مسئولین...

بیا تو نظر سنجی یه نظر بده...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت   توسط مهندس  | 

حذف و اضافه

 

اوه اوه چه خبره؟

دمای هوا بالا رفته...دانشجوهای هراز به علت مشکل سایت نمی تونند از زمان حذف و اضافه خود استفاده کنند....خبرها حاکی از آن است که سایت دانشگاه شانسی باز می شود و این خبر خوبی است برای خوش شانسها...

دانشجویان لحظات سختی رو دارن سپری می کنند آنها دارن می بینند که چگونه واحد ها دارن می پرند...بپر....نمی پره....چرا واحدهای مال من نمی پرن.....خدا...

دختر ها به گریه افتادن ،خانواده ها دست به دعا برداشتن...

زمان حذف و اضافه تا سوم است ...

جالب اونجاست مسئولین دانشگاه هنوز تاکید دارن ما بریم کافی نت و واحدهامون و برداریم....

بیچاره کافی نت های دورو بر دانشگاه دارن یواش یواش دارن پول دار میشن....و این خبر خوبی برای ما دانشجویاه بیچاره نیست که با این وضع یارانه ها هر روز چند ساعت در کافی نت انتظار بالا آمدن سایت را بکشیم...خدا به داد ما برس...

راستی خبرنگاران جوان ما خبرهایی از بقیه دانشگاه های دیگه اوردن:

حال همه ی دانشگاه ها ی جهان خوب است ....سایت های به راحتی باز می شوند و دانشجویان به پول های تو جیبیشون افتخار می کنند...کافی نت ها ی جهان در حال ورشکستگی هستن...

کلاس ها همه شروع شدن و دانشگاه بسیار خوش می گذرد...

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم اسفند 1389ساعت   توسط مهندس  | 

سلف دخترا

 

و این جا سلف دخترانه دانشگاه هراز از یک نمای بسیار زیبا...

هاله ای از نورم مشاهده می شود...

کی می دونه متن کاغذی که به دیوار زدن چیه؟

دیدیه نمیشه...!

خوب من به شما می گم چیه...

لطفا از رقص و پاکوبی در سلف و از گذاشتن آهنگ جدا خود داری نمایید...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389ساعت   توسط مهندس  | 

دانشگاه سال اول تا آخر

 

سال اول پسرها با کیف سامسونت به دانشگاه می آیند ولی سال آخر با خود هیچ چیز نمی آورند! ( حتی خودشان را!)

- سال اول همیشه برای نشستن در صندلی های جلو بین دانشجویان رقابت است ولی سال آخر برای نشستن در صندلی های عقب!

- سال اول پسرها دنبال دخترها ی دانشگاه هستند ولی سال اخر دختر ها دنبال پسرها!

- در سال اول همه گمشده ی خود را فقط در داخل ورودی خود جستجو می کنند ولی سال اخر همه گم شده ی خود را همه جا جستجو می کنند به جز ورودی خود!


- در سال اول پسر ها، دخترهای ورودی خود را ناموس خود می دانند ولی در سال آخر طفیلی خود!

- سال اول اکثر دخترها به علت چندش آور بودن حتی از کنار سرویس های بهداشتی دانشکده هم عبور نمی کنند ولی در سال اخر اکثر وقت خود را در جلوی آینه ی همان سرویس می گذرانند!

- در سال اول هر پسری که ازدواج کند بقیه پسر ها او را تیز و موفق می دانند و به حال او غبطه می خورند ولی در سال اخر هر پسری که ازدواج کند همه او را احمق و بیچاره می دانند و به حال او گریه می کنند!

- در سال اول اگر دختری به پیشنهاد ازدواج پسری جواب رد بدهد بقیه دخترها او را تحسین کرده و قهرمان ملی خود تلقی می کنند ولی در سال آخر اگر پسری پیدا شود که به یک دختر پیشنهاد ازدواج بدهد بقیه دختر ها آن دختر را تحسین کرده و قهرمان ملی تلقی می کنند!


- سال اول دخترها با چند جزوه و یک کیف کوچک برای مداد و خودکار به دانشگاه می آیند ولی سال آخر با یک کیف بزرگ محتوای آرایشگاه همراه!

- در سال اول اگر کسی به کار تحقیقاتی و علمی یا حتی فرهنگی بپردازد یا در انجمن ها ی دانشگاه فعالیت کند همه او را فعال و نمونه می دانند ولی در سال آخر اگر کسی این سوسول بازی ها را کند او را احمق و بیکار و علاف می دانند!

- در سال اول همه (مخصوصا دختر خانم ها) آرزوی گرفتن نمره ی بیست را از اساتید دارند ولی در سال اخر همه ی دانشجویان برای نمره ی ده حاضرند به مستخدم دانشکده هم التماس کنند!


- در سال اول همه ضمن خوشحالی از ورود به دانشگاه رویای ادامه ی تحصیل تا مقطع دکترا و چه بسا بالاتر را در سر می پرورانند ولی در سال آخر همه برای اتمام دوره شان لحظه شماری می کنند!

- سال اول همه ی دانشجویان اساتید خود را افرادی نابغه فعال و نمونه می دانند و آنها را به عنوان الگوی خود قرار می دهند ولی در سال آخر ، اساتید خود را افراد معمولی ای که یا شانس داشتند و یا پارتی می شناسند!

- سال اول دانشجویان دانشگاه را محیطی می دانند که در آن می توانند علم خود را کامل کنند و به مدارج بالای علمی برسند ولی سال آخر متوجه می شوند همان اندک علمی را که در دوران قبل از دانشگاه آموخته بودند از دست دادند وفقط یک مدرک بی ارزش بدست آوردند!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت   توسط مهندس  | 

دانشجو در ملل مختلف

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت   توسط مهندس  | 

یک واقعیت شیرین...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم بهمن 1389ساعت   توسط مهندس  | 

ترم تا ترم

در طول ترم        

سه روز مانده به امتحان

 دو روز مانده به امتحان   

شب امتحان

یک ساعت مانده به امتحان  

سر      جلسه امتحان  

   هنگام خروج از جلسه  

یک هفته بعد از امتحان

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت   توسط مهندس  | 

؟

سلام دوستان هرازی عزیزم...

وقتی وارد سایت دانشگاه قسمت معرفی اعضای هیات موسس میشی این عکس جلب توجه می کنه...حالا علامت؟

فکر کنم یک اکیپ از مسئولین دانشگاه باشن که اومدن زمینی که برای ساخت ساختمان دانشگاه درنظر گرفته شده رو ببینند..

.

ولی نه....چون هرچه عکس و نگاه می کنم خبری از صورت هایی که ما هر روز تو دانشگاه میبینیم نیست...

شایدم هیات موسس دانشگاه باشن ما که اونارو ندیدیم...ولی بازم نه...

خدایش فلسفه ی این عکس و نفهمیدم....اصلا اینا کین و اینجا چیکا می کنن...اگه فهمیدین واسم کامنت بزارید...

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت   توسط مهندس  | 

نامه ی صفدر

 
نامه ی یک دانشجوی هرازی به پدرش

با سلام خدمت باباي عزيزم، نمي دانيد چقدر دلم برايتان تنگ شده است. اگر از احوالات اينجانب جويا باشيد بايد بگويم كه اينجا به ما خيلي خوش مي گذرد و ملالي نيست جز دوري شما و ننه جان.

بابا جان! ما در دانشگاه خيلي امكانات زيادي داريم كه در پادگان ها اصلا موجود نمي باشد. اينجا ما مجبور نيستيم موهايمان را كچل كنيم. تازه بعضي ها در اينجا موهايشان از گيس هاي دختر مشهدي زينل نيز بلندتر مي باشد. راستي به دختر مشهدي زينل بگوييد كه به برادرش سلام برساند.

بابا جان! در اينجا به دانشجو ها وام مي دهند اما فقط وامشان برای شهریه است...که شما دیگر مجبور نشوید هر ترم پول به حسابم واریز کنید...این جا آقای موسوی هوایمان را دارد...

بابا جان ! ما در اينجا درسهاي زيادي داريم كه من همه را مي خوانم ولي نمي دانم چرا نمره هاي من خيلي بالا نمي باشد...مثلا در یه درس ۱۸ میشدم ولی معلممان بهم ۱۱ داد...جمشید آقا می گوید تو دانشگاه ما اینا عادی است....نمی دونم حتما دانشگاه ما با بقیه ی دانشگاها فرق دارد و به نظر من این غیر عادی است...
. جمشيد آقا مي گويد:« برو با پاچه خوري نمره بگير» و من به او مي گويم پاچه گرفتن كار سگ ها مي باشد. ولي من فكر مي كنم اينجا سگ زياد دارد و به اين دليل، همه پاچه هايشان را بالا مي زنند. راستي به دختر مشهدي زينل بگوييد پاچه هاي خود را بالا نزند چون محله ما سگ ندارد.

دانشگاه ما يك جايي دارد كه به آن آموزش مي گويند. جمشيد آقا مي گويد: آموزش در موقع انتخاب واحد ما را سرويس مي نمايد. البته خدا خيرشان بدهد كه به فكر دانشجويان مي باشند و آنها را رايگان سرويس مي كنند...

بابا جان! بعضي وقت ها اينجا دخترها و پسرها خيلي با هم صحبت مي كنند. من يك بار از جمشيد آقا پرسيدم اينها چه كار مي كنند؟ جمشيد آقا به من گفت: «خنگه تو هم برو مخ بزن» ولي من هيچ وقت اين كار را انجام نمي دهم چون ممكن است بر اثر كوبيدن مخ هايمان به هم دچار سر درد و سرگيجه بشويم.

بابا جان! به ننه جان بگو در آشپزخانه دانشگاه يك غذايي به ما مي دهند كه با چمن درست مي نمايند و خيلي شبيه قورمه سبزي مي باشد و مزه خشت خام مي دهد....آخه باباجان وقتی قورمه سبزی داریم چمن تو حیاط دانشگاه که کنار سلف سرویسمان است کم میشود...

 جمشيد آقا اين روزها خيلي بددهن شده است و من مي خواهم با او قهر نمايم. به دختر مشهدي زينل بگوييد نگران نباشد چون من بد دهن نشده ام...

باباجان! اينجا وقتي آقا معلم وارد كلاس مي شود كسي برپا نمي گويد . يك مرتبه من برپا گفتم و آقا معلممون من را از كلاس بيرون نمود. من نمي دانم دليل اين كار چه مي باشد ولي حتما به اين خاطر مي باشد كه آقا معلممان انساني خاكي و فروتن مي باشد و دوست ندارد كسي به خاطر او از سرجايش بلند شود.
 بابا جان! اينجا آقا معلم ها و خانم معلم هايمان خيلي خوب مي باشند زيرا ما وقتي گلاب به رويتان براي يك كاري به بيرون برويم اصلا نمي خواهد از آنها اجازه بگيريم. تازه نمره انضباط هم نداريم. ولي يك جايي مي باشد كه به آن كميته انضباطي مي گويند. يك بار من از جمشيد آقا پرسيدم كميته انضباطي چيست؟ جمشيد آقا در جواب سه مرتبه سرش را محكم به ديوار كوبيد كه من دليلش را نفهميدم و از من خواست ديگر اسم آن مكان خفن را نياورم.

خب پدر جان!ديگر مزاحم وقت شما نمي شوم. ننه جان را سلام برسانيد. به دختر مشهدي زينل نيز بگوييد زياد روي من حساب ننمايد و به من فرصت بدهد تصميم بگيرم چون من دارم ليسانس مي گيرم.

راستی باباجان ملوس را از طرف من ببوس...

 
پسرت صفدر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت   توسط مهندس  |